تبليغاتX
--- ------- پسر تنها(میلاد)



من قبل از اینو که بنویس یه شعر بود ولی عوض کردم که اینو بگم هیچ کس حق نداره که خودشو بالاترکس دیدیگه بدونه همه ما در یک سطحیم کسی حق نداره بگه ما پول داریم و اونا فقیر و ما با اونا فرق میکنیم نه هیچ فرقی نمی کنی تو هم از همون گوشت پوست استخونی ولی تفاوت دارین در مال ولی در احساس و در ارزش انسانی و در ملیت ما همه یکیم من وضع مالیم متوسطه سنگ به سینه نمیزنم من داشته باشم کمک میکنم چون مسولیت دارم در مقابل دوستم ویکی فکر میکنه چیزی از من میگیره زرنگه من میلاد تنها دارم میگم کسی میاد تو این وبلاگ حق نداره که به کسی تو حین بکنه  یا بگه این ایرانیه یا خارجی ترک یا عربه لر یا فارس من صاحب وبم و هیچ کس حق نظر دادن در مورد افراد وب نداره امیدوارم که تو که نظر میدی و میگی اینا اینطورن و اونطور امیدوارم فهمیده باشی

این بحث با بالا جدا گانه است و هیچ ربطی نداره یه موقع سو تفاهم نشه

خب و النناز جون تو به سعیده چی گفتی

الناز جو.ن من حرفی دارم که باید شخصا به خودت بگم و من هیچ وقت فراموشت نمی کنم بخاط کارهای که برام انجام دادی و خواهرتی برای من ثابت کردی و من نمی دونم که چی شده که میگی میلاد ازت ناراحتم نمی دونم می خوای با احساسات من بازی کنی یا که نمی دونم ........

 

+ نوشته شده در  87/09/13ساعت   توسط میلاد پسر تنها  | 



توی قصه ها می گفتم ، ماه اگر پیش تو باشه

پشت اونجا در کمینه ، سایه خشم پلنگی

 

بی خداحافظی گذاشتی عابرای رویاهامو

حتمنم تو این خیالیکه دیگه خیلی زرنگی

 

همیشه ماهی بزرگا ، تا زمونی پادشاهن

که نباشه توی دریا ، قدرت تاج نهنگی

 

تو منو می کشی کم کم ، نه با اسلحه نه با سم

راستشو بخوای عزیزم تو خودت یه جور تفنگی

 ممنونم از همطون و موفق باشید اگه نمیگم دوستون دارم چون من

 

۲۰۳نظر خصوصی دارم که به من میگن چرا به همه میگی دوستون

دارم و میگن باید یکی رو دوست داشته باشید و جالب که به من

میگن اگه مارو دوست داری جون ما به کسی نگو و من موندم چوکنم

+ نوشته شده در  87/09/11ساعت   توسط میلاد پسر تنها  | 



ای گل تازه

ای گل تازه که بویی زوفا نیست تورا

خبراز سرزنش خار جفا نیست تورا

ما اسیر غم اسلا غم ما نیست تورا

تا اسیر غم خود رحم چرا نیست

جان من سنگ دلی

دل به تو دادن غلط است

رفتن و لاس زکوی تو دادن غلط است

تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم

دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد

هرچه کردی تو به من هیچ ستم کاری نکرد

بشنفد و مکن قصد دلازاری خویش

ورنه بسیار پشیمان شی از کردۀ خویش

 

سعیده ازت ممنونم و از الناز میخوام بهات دوست بشه اگه حداقل براش ارزش دارم

 

+ نوشته شده در  87/09/09ساعت   توسط میلاد پسر تنها  |