تبليغاتX
--- ------- پسر تنها(میلاد)



نمی تونم باور کنم که دستات تو دست من نیست  نمی تونم باور کنم که چشمات نگاش به من نیست نمی تونم باور کنم قلبت برای من نیست اخه تو رازمی زندگی ساز منی نمی تونم باور کنم که خندت برای من نیست هی هی دل دیونه نمی دونم که می تونم نگاه کنم جای خالیتو نمی تونم که می تونم فراموش کنم خاطراتمون نمی دونم که نمی تونم زنده باشم به یاد اون که میخواستم مثل من راستم لحظه مستی مثل عهدی هستی هی هی دل دیونه من تنها توی دنیا واسه غم ها میخونم عاشقونه تک تنها تا که یک روز تو بیایی واسه موندن میمونم عاشقونه حتی فردا همیشه مثل این بوده یه نفر تنها منتظر برای خواب بی فردا اگه عاشقی یه رازه واسه آدما نیازه چرا بازیچه ما عاشق ترانه سازه اگه عاشقی یه حسه یه کتاب پر قصه چراتا فصل اخر پرتنهایی و غصه وقتی آدما حقیقت حاظرا برای هیچ پوچ این دنیا بمیرند بعضی آدما دورنگن صبحا از خواب پامیشن نقاب به صورت میبندن تازگی شده بهونه واسه دست آدمای پوچ هرز این زمونه عاشقی شده یه بونه واسه ظاهر سازی نفس هوس باز زمونه بهارم گر با تو باشم و پائیزم گر بی تو باشم عابرم گر راهی باشم عاشقم از عشق تو من دیگه خسته شدم اینجا ترانه بازیه اخه نادیدن گفتن چه ترانه سازیه

زندگی اینه اوقت بهم میگه فراموش کن نمی تونم بخدا تو ترکم کردی برای چی چرا اخه چرا نمی دونی من دوست داشتم هااااااااااااااااااچرا این کارو با من کردیییییییییییییییییییییییییییی ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااادیگه بریدم بریدم نمی تونم اهنگ گوش کنم که گریه میکنم قلبم درد میگیره بخدا دوسش دارم ای خدا

+ نوشته شده در  87/08/07ساعت   توسط میلاد پسر تنها  | 



عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه گذاشتن سدی در برابر رودیست که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی.

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی.

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن یک همراه واقعیست که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه یخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست....

+ نوشته شده در  87/08/05ساعت   توسط میلاد پسر تنها  |