تبليغاتX
--- ------- پسر تنها(میلاد)



من دیگه کم میام ناراحت نشین باشههه

این هم قطره ای از دریای وجودم برای تو عزیز دلم

تا به حال حرفهایم را با لبهای نگاهم بازگو می کردم ولی امشب می خوام با زبان قلم برایت

سخن بگویم تا بار دیگر ثابت کنم که لحظه لحظه زندگی ام تو را فریاد می زند .

امشب آمده ام با اشکهایم با تو سخن بگویم ، با دانه های شفاف عشق که از اعماق جانم جاری

می شود ... صفحات دفتر آشنایی ما هر روز با عطر جدیدی از عشق ورق می خورد و من

مانده ام که آیا خواهم توانست بار عشق تو را به مقصد برسانم یا نه ؟

                                              *****

دوست دارم تو در کنار من بهترین لحظه ها رو تجربه کنی  ، دوست دارم تو نیز به مانند من

طراوت عشق در چشمانت حلقه زند ، دوست دارم در کنار من مملو از عشق باشی ، مملو از

عطر امید . شبها که بی حضور تو ، خاطرات مشترکمان را با دیدگانی اشکبار مرور می کنم

تصویر چشمانی را می بینم که مهربانانه چشم به چشمانم دوخته اند و من برای استشمام عطر

تو آن را در آغوش خواهم کشید . کاش می شد با تو و در کنار تو عشق را در آغوش کشید .

                                              *****

مهربان یاور زندگی ام

در این شب مهتابی که می دانم دلتنگ عطر بارانی ، اشکهایم را تقدیم قلب دریاییت می کنم اما

نه ... می دانم دوست نداری اشکی از چشمانم جاری شود پس با صدایی که از اعماق وجودم

بیرون می آید فریاد می زنم

از صمیم قلبی که به راهت باختم

   دوستت دارم  

 

تقدیم به نازنینم

تقدیم به عمر و زندگیم

تقدیم به آرزوهام

 

+ نوشته شده در  87/07/06ساعت   توسط میلاد پسر تنها  | 



خداوندا!

دردم را بیشتر کن

زخمم را چرکین تر

تبم را تندتر

و چنینم نگه دار، مبادا که آرامش، فراموشی بیاورد

خداوندا!

از پاداش، معافم کن

از بخشش، نا امیدم کن

از بهشت، مایوسم کن

تا هرچه می کنم به سودای انعام تو نباشد.

خداوندا! اگر داشتن، ذلیل داشتنم میکند

ندارم کن

اگر کاشتن، اسیر چیدنم میکند

بیکارم کن

خداوندا!

نا امید از معجزه‌ام کن

بی اعتقاد به دست غیبم کن

کافرم کن، رهایم کن.

خداوندا!

با ماندار باش!

اگر نیستی

اگر زاده تصوری

و اگر به پایان خویش رسیده‌ای

منطقم را استواری بخش تا نبودت را به نیکوترین وجهی اثبات کنم

و سخنم را چنان موثر ساز که شک دربود و نبودت را از دلها برانم

خداوندا ! همتم را برای انکارت هزار هزار برابر کن ...

 

+ نوشته شده در  87/07/04ساعت   توسط میلاد پسر تنها  |