ولش کن به قول ابجی شیما همش باد هوان
.....کوله بارم را به دستم دادی و مرا از جزیره قلبت تبعید کردی به دوردست ها
.....آنقدر دور که هوای برگشتن به سرم نزند![]()
تو برای مجازات کسی که نمی دانست مرتکب کدامین گناه بود که مجازاتی این چنین سنگین برایش رقم خورد نیازی نبود وامدار این همه فاصله شوی
.......شایداین من بودم که نمی دانستم درآستان قصر پادشاهی قلبت صادقانه دوست داشتن جرم است و گناهی بزرگ
.....نترس
نای برگشتن را هم ندارم
......همان یک ذره نیرو و توانی را هم که داشتم خرج دلتنگی هایم کردم ![]()
درست است ناعادلانه مجازاتم کردی و در کمال بی انصافی و نهایت دلبستگی مرا از خود راندی
!!!!!!!!!!!!اما آیا می دانستی هنوز هم تویی آن پادشاه کلبه حقیرانه قلبم؟![]()
اومدم بگم نمی دونم که شما اینطور شدین یا نه ولی من شدم از زندگی خسته ام نمیکشم نا امید نیستم توکل
هم دارم از خدا و امام حسین ولی خستم بریدم میگین چیکار کنم یه مطلب خوندم که گفت عشق همش تو این
زمونه کشکه بهش ریدم راست میگه عاشق نشین که مثل من شب روز نمونش دیشب که تو جمع رفیقام
بودم با یک پیام زدم زیر گریه که بهترین دوستم هم نپرسید میلاد چیه اونم زد زیر گریه طوری شده بود که
همه گریه کردن چون حدود دو ماهی بود که تو لک بودم و هر چی میگفتن میلاد چیته چرا این کارارو میکنی
جواب نمی دادم تو مسابقات که میرفتم وحشیانه مبارزه میکردم خیلی ناراحت بودم که قلبم بعضی وقتا درد
میگرفت بخاطر یه دختر که با احساساتم بازی کرد رفت من شخصا در اینجا در وب خودم اعلام میکنم که در
موارد عشقی اول به مادرم و بعد به خواهرم و بعد به شما اعتماد ندارم من الان که دارم مینویسم تمام بدنم
درد میکنه چون بد ضربه زد من گفتم رکم و رک زندگی میکنم من همطونو دوست دارم و در بیشتر موقعیتها
بهتون اعتماد میکنم ولی در مورد عشقی شرمندم نمیگم من خدای زیباییم نه من زشته زشتم قبول میکنم
ولی شرمندم چون امید به زندگی ندارم ونمی خوام تا پایان عمرم زن بگیرم چون بد چیزی به ما زد رفت
لعنت به عشق لعنت به عاشقی و لعنت به کسی که مدعی عشق دروغینه
|
نمی دانم با چه کلماتی نامه را آغاز کنم ، چون نمی دانم حرف های دلم را به تو که دوستت دارم ،به تو که تنها کسی هستی که دریچه های قلبم را به سویت می گشایم چگونه بگویم ... آتش عشقت بر جانم افتاده و هرگز خاموشی بر آن نیست ... حالا که نیستی مثل مرداب تنهایم ، مثل مرداب آرام و ساکت و غمگین ... اما این را هم بدان که اگر کنار من باز نیایی مرا هم چون مرداب سکون و مرگ فرا می گیرد ! مرداب تنهاست و من تنها تر ... بدون تو در آسمان عشق من نوری نمی تابد و تمام زندگیم را یکدم رنج و غم فرا گرفته ، بیا و برگرد و حرف هایم را در نگاهم بخوان ... بخوان و بدان که بی تو شمعی بی پروانه شده ام ... و نمی دانم طوفان عشق سرکشم را بی تو چه کنم ؟! تو نیستی تا حرف هایم را به تو بگویم |
پس غم بی هم زبانیم را به باد می گویم تا شاید آن را در گوش تو زمزمه کند و تو را نزد من بازگرداند ...
خواهش خاموشم را در چشم های خسته ام ببین ...
دیشب خیال روی تو به من گفت که تو باز خواهی گشت !
الناز جون من تحت تائثیر شدید حرفات قرار گرفتم من ازت دیگهناراحت نیستم من شخصا
معذرت خواهی میکنم و امیدوارم که تو منو ببخشی من هیچ وقت نه تو و نه دوستان گلم که به
من سر میزنن فراموش نمی کنم وبلاگهای من همش مال خودت می خوای میل بده پسوردها رو
برات میل کنم دوست دارم و منو ببخش امیدوارم که موفق و زیر سایه پدرت مادرت باشی
این عکسمه النه منه

اینم کوچگیامه

اول ازهمه گله دارم از الناز خیلی ازت ناراحتم خیلیم کار بدی کردی که انتظار نداشتم

دوستان گلم اومدم بگم بازم اول شدم و مقام اول و مدال طلا مسابقات کنگ فو نیمه ازاد بوکسگینگ
شهرستان براش اوردم یه گروه هشت نفره خودم سه مدال طلا و دو مدال نقره و یک مدال برنز اوردیم و
دونفرمون حذف شدن
حالا دیگه خودمو برای مسابقات استانی و بعد منتخب کشوری به امید خدا و امام حسین اماده میکنم راستی
جون من برام دعا کنید تا موفق شم
به عشقت یا حسین
من نمی دونم که چطور عکس از کامژیوتر میزنن تو وب میدونم ولی یادم رفته کسی بلده بگه تا حکم بزنم تو وبلاگ
milad &taherh &elnaz



