نامه رسون خبر اورد دیگه نمیای گل من مگه چیکار کردم بهات که میگذری از دل من ساده و
بی خیال میری بگو چیکار کنم با غم تو اخه بگو دلت اومد بهم گفتی مردی برو واسط هر روز
غروب که شد یه یاس پرپر میکنم دارم از فکرت میمیرم به کی بگم دوست دارم دارم واسط
هنوزم می خونم با بغض سرد بی بفا انگار که نفرینم شده به جون تو فقط دعا (نفرین من کاری
نکرد خودم باید کاری کنم یا باید دستت رو کنم یا باید ابروداری کنم دلم نمیاد که تورو نفرین کنم
ای عسلک با اینکه بی وفا بودی ای سرتا پا دوز کلک فقط میخونم تا بدونی که هنوز برای من
مقدسی به حرمت اشکم و به حرمت له های اطلسی)شعر از محمد یاوری تراک نامه رسون حتما
عاشقا گوش کنن چون به اونای که قلب درد دارن توصیه نمی کنم چون من دارم از درد دارم
میمرم
Tanha milad
من میلاد تنها
خوبین امیدوارم ماه پربرکتی براتون باشه
خدانگهدار عزیزم دارم میرم از این دیار
اینجا کسی منو نخواست تو هم منو تنها بذار
اینجا غریب بودم ولی هیچکی نپرسید از کجام
مسافرم باید برم گریه نکن خدا نخواست
دوسم نداشتی اما من عادت کردم به بودنت
غریب بودم نا مردما تو رو ازم ربودنت
میرم ولی اینو بدون فقط تویی دلیل بودنم
مهمون نوازی کردنت
میرم ولی گریه نکن
نذار از عشقت بمیرم اگر تو و اوج بی کسی
با عکست آروم بگیرم میرم ولی بدون یکی
خیلی تو رو دوست داره یکی که از دوریه تو
سر به بیابون میزنه
خدانگهدار عزیزم
تو شبای پرسه دلواپسی که میخوام دنیا رو فریاد بزنم - به کدوم لهجه ترانه سر کنم؟ به کدوم زبون تو رو داد بزنم؟
گم و گیج و تلخ و بی گذشته ام توی شهری که پناهگاه به من - از کدوم طرف میشه بهم رسید؟ همه کوچه ها به غربت میرسن…
******
سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه غم تو رو دوست دارم
راستی الناز میخوام حرفهای به تو بزنم که خصوصی اگه میخوای بدونی یه ادرس چیزی بده که مال خودت باشه یا قرار چت بذار
مکان های دیدنی و تاریخی
از جاذبه هاي تاريخي اين منطقه ميتوان: آرامگاه ارجان، نقش برجسته هاي دوره اشكاني در تنگ سروك، حمام دوره سلجوقي، خرابه هاي دو پل و يك بند، خرابه هاي آتشكده خيرآباد و راسته بازار را نام برد.
ارجان ( بهبهان ) ولايتی است بس مهم، دشتی و كوهستانی و دريايی پر از درختان نخل، انجير و زيتون، نعمت های آن فراوان است. ياقوت حموی درباره آن چنين می گويد:
نخستين كسی كه ارجان را احداث نمود، قباد ابن فيروز بود، زمانی كه با روميان جنگيد دستور داد شهری در مرز فارس و خوزستان احداث كنند و آن را «ايزقباد» نام نهاد.


