تو را به جای همه ی زنانی که نمی شناخته ام دوست دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست دارم
برای خاطر عطر نان گرم
و برای نخستین گل ها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
بی تو جز گستره یی بی کرانه نمی بینم
میان گذشته و امروز
از جدار ایینه ی خویش گذشتن نتوانستم
می بایست تا زندگی راا لغت به لغت فراگیرم
راست از ان گونه که لغت به لغت از یادش می برند
تو را دوست میدارم برای خاطر فرزانه گی ات که از ان من نیست
به رغم همه ان چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی دانم
می اندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی
تو خورشید درخشانی که بر من می تابی هنگامی که به خویش مغرورم
سپیده که سر بزند
در این بیشه زار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه انچه در بهار بوئیده ایم
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز
امتحاناتم ۱۰/۴/۸۸تمومه و من همیشه در کنارتونم
اگرچه طي شده شبم به فال چشم هاي تو
مرا رها نمي کند خيال چشم هاي تو
هميشه تشنه مي شود کوير چشم هاي من
به چشمه هاي روشن و زلال چشم هاي تو
کجا هواي شرجي و جنوب لحظه هاي من؟
کجا طراوت تو و شمال چشم هاي تو؟
من آن پلنگ زخمي ام که حول و حوش بيشه اش
هميشه جست مي زند غزال چشم هاي تو
و خواب ديده ام شبي که بر سکوي عاشقي
فقط نصيب من شده مدال چشم هاي تو
اميد من دلم از تو جدا نيست
مي خوام تو ياد من عشقت بميره
ولي از قلب من مهرت رها نيست
دارم آتيش مي گيرم از جدايي
ولي هيشکي به فکر قلب ما نيست
خدايا پس ميون اين همه دل
چرا حتي يکيشون باوفا نيست
همه دنيا مي دونن اين حديثو
که آرامش براي عاشقا نيست
بخدا شرمندم که دیر به دیر میام امیدوارم که منو ببخشید
من تا یک هفته دیگه مسابقه دارم و از تون میخوام که برای داداش کوچلو خودتون دعا کنید تا در این مسابقه پیروز شم این مسابقه حساس و ازاد بدون هر گونه ژوشش بدنی فقط یه لثه و یه بیضه بند دیگه کلاه و وسایل دیگه ندارم از تون میخوام که برام دعا کنید چون مسابقات انتخابی که بعدش میتونم برم به ارومیه تو رو خدا دعا کنید
King Box 2009
تمام شعر سپيدم ، فداي اون چشم سياهت
نگاه بي گل و دشتم، گداي چشم سياهت
نوشته شد به دل من،حروف نام قشنگت
به دست روز و شبي که فداي چشم سياهت
خيال روي تو ديشب، چه قصه ها که به من گفت
ز حرف ليلي و مجنون به جاي چشم سياهت
تو با صفاي نگاهت، براي آينه ماهي
سراب نيز ندارد، صفاي چشم سياهت
ميان گريه پاکم، تبسم تو شکفته
ميان خواب نگاهم، صداي چشم سياهت
من و بهار و شقايق، ز دل هواي تو داريم
براي خنده سرخت، براي چشم سياهت.
و اینکه من دانشگام و کم میتونم بیام ولی خدا شاهده همش تو فکرتونم چون بد رقم رفتیت تو تو میسر زندگیم
روی مزارم نایست و گریه نکن
من آنجا نیستم
من نمی خوابم
من هزاران باد هستم که می وزند
من درخشش الماس روی برف هستم
من اشعه ی خورشید روی جوانه دانه هستم
من باران پاییزی هستم
تو که در بوته ی بامداد بیدار میشوی
من بوریای بالاآمده هستم
من ستاره هایی هستم که در شب درخشیدن میگیرند
روی مزارم نایست و گریه نکن
من آنجا نیستم
من نمی خوابم.....
سلام خوبید عزیزانم
نمی دونم از ماجراهای من خبر دارید یا نه من این عشقم از دست رفت خیلی ساده و روی هیچ پوچ باز برای مخالفت پدر باز هم پدر نه من ها پدر دختر میگه بخاطر فاصله که دوره دیشب قرص زدم بالا که برم اره کار ادمای ضعیفه ولی من نیستم شاید بگید اگه نیستی چرا این کار کردی چون میترسم دوباره بعداز 5یا 6 سال دیگه دوباره عاشق بشم چون من خیلی دور فراموش میکنم خواستم عاشق نشم ولی شدم بهش گفتم من قبلا شکست خوردم و دوست ندارم که دوباره شکست بخورم گفت من تا اخر بهاتم ولی نبود چرا؟ چون به حرف اطریانش میره و زود تاثیر پذیره نمی دونم چی بگم بهش دوست ندارم نفرین کنم براش دعا میکنم قسمت من این نیست که با عشق زندگی کنم یه غم سنگین برام اومد که فراموش کردن این خیلی برام سنگینه سنگینه که کمر منو شکسته بد جور هه هه هه میگن جونی هنوز راه هست که بری نمیدونن که من خودم ته راه وایسادم و حرفای که اینا دارن میزنن مال مسیرهای قبلیه ای بابا چی بگم موندم توش که چی بگم با این همه بد بختی ها میگم خدایا من هنوز سعیده دوس دارم ولی اون دیشب اونی که همیشه میگفت میلادم دوست دارم ولی گفت دوست ندارم که دلم ریخت دلم ریخت که جمع نشد اون فکر میکنه که فراموشش میکنم نه هر وقت بخوام اپ کنم اسمشو مینویسم مینویم با دل خونم
دوستت دارم سعیده من
ان روز ها چقدر پاک و بیگناه با یک نگاه عاشق میشدیم با یک
اشاره دل میباختیم وقتی به دل بستن
فکر میکنم از همه ی ان سادگیها به خنده می افتم ولی.نه اگرچه دل ها پاک و بی الایش اما زندگی
مسیری به ان سادگی نداشت من به یک نگاه دل باختم وبه صد اشاره
ان را پاک کردم میدانم انچه باید.اتفاق می افتد من به تقدیر نوشته
شده ایمان دارم وفکرمیکنم انچه باید رخ میدهد پس خود را به
سرنوشت می سپارم و ایمان دارم دل های پاک و بیگناه تقدیری زیبا
دارند
خوسکلم

وقت رفتن نباید گریه کنی
اینجوری دلم برات تنگ نمیشه
می دونم هرجای دنیا که باشم تو دلم عشق تو کم رنگ نمیشه
اگه خونسرد نگام به دل نگیر دل تو یه روز از من خسته میشه
راسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتییییییییییییییییییییییییییی
نظر بدین تا من با توجه به سلایق شما وب آپ کنم هر چی باشه نظر دوستان هم مهمه
امان از درد بی کسی
امان از شهر بی صاحب
امان از دزدهای بی امان
امان از دل زینب
امان از دل مردم
امان از زن نا پاک
امان از نارفیقان
امان از دل ناخوش
حرف نزنید

از طرف سعیده به میلاد

هر شب وقتی تنها میشم حس میکنم پیش منی دوباره گریم
میگیره انگار تو آغوش منی روم نمیشه نگات
کنم وقتی اشک تو چشمامه با اینکه
نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه بارون
می باره و تو رو دوباره پیشم میبینه
اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها می بینم
اهنگ عوض کردم ببینید خوبه
سعیده دوست دارم عشقم
میخوام بگم که من و سعیده قرار نامزد بشیم و خیلی دوسشدارم به انداره هفت آسمون میدونید چرا چون خیلی با وفا با وقار با مهر و محبته من خیلی دوسش دارم و نمی تونم اونو یه لحظه تو ذهن خودم نیارم بخدا نمی دونم چطور احساسمو بگم من الان که دارم مطلب مینویسم ساعت 01:10 صبحه خانوادم میگن چرا شبا نمی خوابی چی شده که با محبت تر شدی واییییییییییییییی یک انقلابی تو زندگیم شده که نمی دونید من که بعد از غشق قبلیم به پرندهام نمی رسیدم هر صبح بلند میشم به همشون میرسم وایییییییییی سعیده تو تو تو وجود منی تو باعث شدی که من دوباره به وجود بیام
یه مژده به همطون ببینید و همه ببینن که مهر و محبت من که تو این مدت نبود چگونه شکوفا میشه و میبینید که محبت تنهایی کجا و محبت با سعیده جونم کجاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
خدا یا ازت میخوام این عشق منو مثل عشق قبلیم نکن که طاقت ندارم میمیرم اگه اینم بره
خب میخوام هر روز برای سعیده جونم تولد بگیرم که میلیونها سال با هم باشیم و با خوشی زندگی کنیم و امیدوارم با تمام وجودم برای همه شما ها دعا میکنم که همیشه خداو سیدالشهداء تو زندگیتون کمکتون کنه
اشک تو چشامه قلم گریه کن
ببین من هر چند بدم خیلی خب
اما بدون که هیچکس غیر تو
هیچکس و نداره اینم هدیه شد
از طرف دنیا با میل خود نگرفتمش منم عین تو
کسی رو ندارم تو به رازم محرمی
میگم تا بنویسی تا باشه بازم مرهمی
من اگه رپ میکنم چون چیزی تو دل دارم
واسه تفریح نیست چیزی تو دل دارم
اینو درست میگن که عقل به چشمه
بذار بهت نشون بدم یه چشمه
من آدم شادی نیستم واسه همین
سعیده جون خوبی خوشی سلامتی امیدوارم که حالت خوب باشه خیلی دلم برات تنگ شده بخدا طوری که دوست دارم همیشه پهلوم باشی خیلی دوست دارم و امیدوارم که عشق علاقه من نسبت به تو رو درک کنی که اگه زندم بخاطر توهه و بس
الناز هیچگاه سکوت بهتر نیست میفهمی اینو من دارم بهت میگم چون هیچ وقت نمیتونی حرف دلتو بزنی و من منتظرم حرف بزنی مثل قبل هرچی تو دهنت بیرون بیاد بارم کنی می خونم و هر کدم درست بود تو وب مینویسم چون من از حقیقت فرار نمی کنم
همه چی از اونجا شروع میشه که تو چیزی میبینی
میگی این همون چیزیه که تو رویاها میدیدی
میچینی واسه رسیدن به چیزی که آرزوته
آره اونه چیزیکه کمک تو باشه پوله
حال و روز ما که همه چی رو میبینیم اینه
شاید باید ببندیم چش و گیریم این میشه
اما دیدنی ها رو دیدیم و دیگه دیر شده
میگه این دیگه دنیا و توی دین پره
که به دنیا و هرچی که توشه دل نبند
چشم من خیلی چیزا رو گرفت و ول نکرد
تقصیرمن نیست پسر این کار دله
این بار که شعر من نیس این کار دله
این باره چشمه بچه این که چاره نشه
میخواد بخره اسباب بازی و پدر بیچاره
نکه نخواد اما توی جیب پولی نیست دیگه
دستش رو سر پسره میگه روزی میرسه
که تو به هر چی که میخوای میرسی پسر
سلام
به علت مراسم عزاداری حضرت سید سالار شهیدان امام حسین (ع) تا بعد از ایام عزاداری وب اپ نمی شود و از همه شما التماس دعا دارم
میلاد پسرتنها
ای که در باغ بلا منصب سقا داری ماه تاهی و در دیده ما جا داری تو ابوالفضل ایثار برازنده توست
اچه خوبان همه دارن تو تنها داری بوسه باران یدالله شده آن بازوی تو هم پسر خواندگی از حضرت زهرا داری کمترین مزد وفاداریت این است به دوست کمترین مزد وفاداریت این است به دوست که تو هم همپای حسین نقش به قلبم داری
یا ابوفاضل مدد یا ابوفاضل مدد یا ابوفاضل مدد یا ابوفاضل مدد
عباس من عباس من عباس من عباس من
ای بلا جوی کربلا عباس ساقی دشت نینوا عباس چشمه های که به رهت مانده مشک بر روی دوش خود بیا عباس
من بزرگترین عشقم امام حسین (ع) و جانم فدای اون برادر مهربانش حضرت ابوالفضل هر کس دل به این تو اقا بدن مرادشونو میده فقط نیت میخواد نیت پاک داشتن ای خدا منو به زیارت اقام ببر خواست برم ولی نشد دلم مبیخواد منو به زیارت اینا روانه کنه که برم و برای همه دعا کنم منم مثل همه کسای که میرن کربلا من برم
نمی دونم تو که این مطلب میخونی دلت میخواد بری یا که نه دوسش داری یا نه ولی برام دعا کن که برم
ما رفته بودیم کوه جاتون خالی چند عکسی گرفتیم حالا مونده به نظر دادن شما که خوش قیافم خوش استیلم یا که نه زشتم و بد استیلم خدایش راستشو بگین!!!!!!٬٫¤٪!!!!!!

!!!!!

یا که زشتیم خبر نداشتیم
هرکی میخواد مطالب وب منو بخونه برنامه ورد 2003 نصب باشه با تمام فونتهاش
رفته بودیم کوه گفتم عکسی بگیرم و شما هم حال کنید

بی وفا عشق من بخدا اشک من میمونه رو گونم تا بیای پیش من رفتی بعد از تو چه زجری کشیدم هنوز تار موتو به دنیا نمی دم تو رو به خاطرات من منو بی خبر نظار تو رو به اشکمون قسم منو چشم به رات نذار باشه میرم از پیشت خداحافظ ای عشق من ببخش که باز اشک چشام چکید روی نامه ام دلت مندنی نبود خدا حافظ ای عشق من حالا که نموندی بگو از من چه دیدی چه ساده نشستی چه ساده پریدی بغض مون وقت جدایی نگه داشتم به سختی حتی واسه دل خشی من دست تکون ندادی رفتی پس بذار روی ماه تو دم اخر نگاه کنم سهم من از خاطرات با دل خون نگاه کنم وقت رفتنت نبود خدا حافظ ای عشق من دلت میشکنه یه روز میدونی قدر اشک من سختنش گفته ولی خدا حافظ ای عشق من
من قبل از اینو که بنویس یه شعر بود ولی عوض کردم که اینو بگم هیچ کس حق نداره که خودشو بالاترکس دیدیگه بدونه همه ما در یک سطحیم کسی حق نداره بگه ما پول داریم و اونا فقیر و ما با اونا فرق میکنیم نه هیچ فرقی نمی کنی تو هم از همون گوشت پوست استخونی ولی تفاوت دارین در مال ولی در احساس و در ارزش انسانی و در ملیت ما همه یکیم من وضع مالیم متوسطه سنگ به سینه نمیزنم من داشته باشم کمک میکنم چون مسولیت دارم در مقابل دوستم ویکی فکر میکنه چیزی از من میگیره زرنگه من میلاد تنها دارم میگم کسی میاد تو این وبلاگ حق نداره که به کسی تو حین بکنه یا بگه این ایرانیه یا خارجی ترک یا عربه لر یا فارس من صاحب وبم و هیچ کس حق نظر دادن در مورد افراد وب نداره امیدوارم که تو که نظر میدی و میگی اینا اینطورن و اونطور امیدوارم فهمیده باشی
این بحث با بالا جدا گانه است و هیچ ربطی نداره یه موقع سو تفاهم نشه
خب و النناز جون تو به سعیده چی گفتی
الناز جو.ن من حرفی دارم که باید شخصا به خودت بگم و من هیچ وقت فراموشت نمی کنم بخاط کارهای که برام انجام دادی و خواهرتی برای من ثابت کردی و من نمی دونم که چی شده که میگی میلاد ازت ناراحتم نمی دونم می خوای با احساسات من بازی کنی یا که نمی دونم ........
توی قصه ها می گفتم ، ماه اگر پیش تو باشه
پشت اونجا در کمینه ، سایه خشم پلنگی
بی خداحافظی گذاشتی عابرای رویاهامو
حتمنم تو این خیالیکه دیگه خیلی زرنگی
همیشه ماهی بزرگا ، تا زمونی پادشاهن
که نباشه توی دریا ، قدرت تاج نهنگی
تو منو می کشی کم کم ، نه با اسلحه نه با سم
راستشو بخوای عزیزم تو خودت یه جور تفنگی
ای گل تازه
ای گل تازه که بویی زوفا نیست تورا
خبراز سرزنش خار جفا نیست تورا
ما اسیر غم اسلا غم ما نیست تورا
تا اسیر غم خود رحم چرا نیست
جان من سنگ دلی
دل به تو دادن غلط است
رفتن و لاس زکوی تو دادن غلط است
تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم
دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد
هرچه کردی تو به من هیچ ستم کاری نکرد
بشنفد و مکن قصد دلازاری خویش
ورنه بسیار پشیمان شی از کردۀ خویش
سعیده ازت ممنونم و از الناز میخوام بهات دوست بشه اگه حداقل براش ارزش دارم
توجه تعطیل شد توجه
سلام
نمی دونم چطور بگم و یا که نگم ولی میگم تا بدونید و فکر نکنید که من بی معرفتم من بخاطر سر گذشت بدم و مسابقات سنگینم از ناحیه قلب درد دارم و نمی تونم ادامه بدم اگه مردم حلال و اگه نه میام و با عشق خودتون این اداره میکنم و از همه دخترا طلب بخشش میکنم اگه ناراحتشون کردم حتی تو فرزانه /غریبه / هلیا / مستانه/شیما/طاهره/شقایق/دختری که به دنبال خودش می گردد /راضیه /فاطمه/مریم/الناز/سعیده/نوشین/سپیده/شیما/ترانه/نازنین/ازیتا/عسل/معصومه همطون ببخشد که نمی تونم اسم همه بنویسم چون جاش نمیشه
دست نوشت میلاد پسر تنها
ان روز ها چقدر پاک و بیگناه با یک نگاه عاشق میشدیم با یک اشاره دل میباختیم وقتی به دل بستن فکر میکنم از همه ی ان سادگی ها به خنده می افتم ولی.نه اگرچه دل ها پاک و بی الایش اما زندگی مسیری به ان سادگی نداشت من به یک نگاه دل باختم وبه صد اشاره ان را پاک کردم میدانم انچه باید.اتفاق می افتد من به تقدیر نوشته شده ایمان دارم وفکرمیکنم انچه باید رخ میدهد پس خود را به سرنوشت می سپارم و ایمان دارم دل های پاک و بیگناه تقدیری زیبا دارند
ممنونم ازت و شماره خودتو بده
وقتی تو با من نیستی از من چی میماند از من هر لحظه فرسودن چی می ماند غیر از یه یاری خسته ام از تکرار تنهایی غیراز غباری در لباس تن چه می ماند از روزهای تیره بی فردا چی می اید از لحظه های رفته روشن چی میماند نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم تو دریا باش من جویبار عشق در تو جاری من از پرستو ها من از دیوانه ها من از شعله سوزنده به دامانه پروانه نمی ترسم من از عشق نداشن و بی کسی خلوت انسانها می ترسم چی شد که عاشقت شدم من میگم تقصیر توست که عاشقت شدم که کم بشه از جرم خودم
ببین سعیده جون هیچ مشکلی یا ناراحتی من از الناز ندارم و می تونی ازش بپرسی اگه گفت نه فراموش کرده بهش بگو مطالب برام بنویسه تا به یادم بیاد و اگه شما وبی چیزی دارین بهم بدین تا براتو نظر خصوصی بذارم و وب نداری ایدیتونو بهم بدین
و اینکه به الناز بگو یه نشونه بده تا من بدونم تو دوست اون هستی
شمارشو بهم بده !!!!!!!!!؟اوقت قبوله
از طرف ساغر جون که خیلی خوبی میکنه به من
من میلاد (پسرتنها) جلوی همه خوانندگان و دوستان گلم از ساغر جون معذرت خواهی میکنم که رنجوندمش
عشق را تجربه کن ...
گل من ، قلبت را ، به خداوند سپار ...
آن همه تلخی و غم ، این همه شادی و ایمانت را ...
گاهی از عشق گذر کن و دلت را ، بسپار
به خداوندی که
خوب می داند گل من ،
سهم تو از دل چیست ...؟
گاه ، دلتنگ شوی ،
گاه ، بی حوصله و سخت وغریب!
و زمانی را هم ، غرق شادی و پر از خنده و عشق ...
همه را ، ای گل ناز ، به خداوند سپار...
خاطرت جمع ، عزیز!که عدالت ، خصلت مطلق اوست ...
گل نازم ، این بار
چشم دل را وا کن!
... دست رد بر دل هر غصه بزن !
حرفهایت را ، گرم و آرام و بلند، به خداوند ، بگو ...
عشق را ، تجربه کن !
حرف نو را این بار ، از لب شاد چکاوک بشنو !
قطره آبی بچکان ريا، بر کویر دل و بر بایر این عاطفه ها ...!
گل من ، در این سال ، که پر از روز و شب است ،
و پر از خاطره هایی تازه !
چشم دل را ، نو کن
و شبیه شب و شبنم غرق موسیقی باش!
لحظه ها ، می گذرند ، تند و بی فاصله از هم ...
مثل آن لحظه که دیروز شد و
مثل آن روز که انگار، گلم ،
هرگز از راه نرسید ... !
... آری ای خوب قشنگ ،
زندگی ، آمدن و رفتن نیست ...
خاطره ها هستند ، گاه شیرین و گهی تلخ و غریب!
بهتر آن است که در روز جدید ،
فکر را نو بکنیم ، عشق را ، سر بکشیم
و دل تار غمین را
بنشانیم سر سفره نور ،
خانه اش را بتکانیم و سپس
هر در و پنجره را ، سوی چشمان خدا وا بکنیم ...
روز نو ، آمده است !
و بهار هم امسال ، مثل هر سال از آغوش خدا ، می روید!
کاش این بار ، گلم ،
... با دل گرم زمین ، عهد بندیم ، دگر،
قدر بودن ها را ، خوب تر می دانیم ...
و خدا را هر روز ، از نگاه همگان می خوانیم ...!
فاصله ، بسیار است بین خوبی و بدی ... می دانم !!!
ولی ای ماه قشنگ ،
آن چه در ما جاری است،این همه فاصله نیست !
چشمه گرم وصال است وعبور ...
زندگی ... می گذرد ، تند و آسان و سبک ... !
عاشق هم باشیم ، عاشق بودن هم ،
عاشق ماندن هم ، عاشق شادی و هر غصه و غم ...
روز نو ، هر روز است ،
فکر را نو بکنیم ...!
... عشق را ، سر بکشیم ... !
زندگی ،
می گذرد ....! تند ، آسان و سبک !!!
از طرف دوست عزیزم سعیده دوست الناز
از هیاهوی وازه ها خسته هام من سکوت را از اوراق سفید اموخته هم ایا سکوت خونسرد ترین وازه ها نیست همیشه در خلوت مرگ را مجسم دیده ام ایا مرگ خونسرد تری وازه ها نیست تا چشم گشودم از چشم زندگی افتادم شبی شاید امشب زیر نور یک وازه خواهم نشست نام خونسرد معشوقه ام را بر حواس پنجگانه ام خال خواهم کوفت و همزمان پایین اخرین برگ خاطراتم خواهم نوشت پایان
راستی سلام الناز جون برسون بگو منتظرتم و از شما بابت شعر قشنگتون خیلی ممنونم
تو که نیستی تمام غربت با منه همیشه یه دنیا حسرت با منه تو که نیستی روزا با شبا یکیه همشون تارو تاریکیه با تو ماه همه جا میبینم حتی خورشید شبا میبینم بی تو این دنیا تو چنگ منه دیگه چنگی به دلم نمیزنه میدونستی پیش تو گیر دلم میدونستی بری میمیره دلم
ازمحسن چاوشی آلبوم 87
به تو تبریک میگم که به تو باختم و زیر بالت مردم دل خودت ساختمو به تو تبریک میگم که دلم پیش تو بود و تمام زندگیم توی اتیش تو بود مگه چی خواستم ازت به جز عاشق بودن دوچشام برای تو آینه دق بودن بگو چی کم داشتم که بریدی از دلم به کدوم مقصودت نرسیدی از دلم به تو تبریک میگم که بی خودی توی زرق و برق دنیا گم شدی به تو تبریک میگم گم شدنو گل گلخونه مردم شدنو دل غمگین تراز من مگه هست تو نشون من بده؟ دل غمگین مگه هست! تو صدای قلبمو نشنیدی ای وای نش مردماز چشمای تو دیگه از من چی میخوای به تو تبریک میگم به تسلای دلم که دل سنگیتو بذاری جای دلم این من از دنیا وامونده اینم که پای تو سوزنده به تو تبریک میگم که ...


