با تو آغاز ميکنم خوب من به نام تو
می نويسم قصه ای تازه از الهام تو
ای شروع دلپذير مثل خورشيد بی نظير
به تو تقديم ميکنم عشق را از من بپذير
ای قشنگترين بهانه واسه گفتن ترانه
من يک عشق جاودانه به تو تقديم ميکنم
در اين غربت شبانه با صداقت عاشقانه
قلبم را با اين ترانه به تو تقديم می کنم
ای طلوع ماندگار گل هميشه بهار
به تو تقديم ميکنم هر چه هست در روزگار
گفته ها ناگفته ها هر چه هست در باورم
به تو تقديم ميکنم آرزوی آخرم
منتظر نظرات و پشنهادات شما هستم میگن میلاد چرا رسمی صحبت میکنی من رسمی صحبت نمی کنم چون بعضی خانمها ازم ناراحتند میگن چرا زود با ما خودمانی میشی حالا هرکی دوست داره باش راحت باشم عدد 1 و اونایی که رسمی دوست دارن عدد 2 رو در اخر نظراتتون بذارین لطفا راستی دلتون برام تنگ شد خواستین منو ببینین من نزدیکتونم اخه خاک پاتونم
همه تونو دوست دارم داداشهای گلم و خواهرهای گلم
Mail:MAN_TANHA68@YAHOO.COM
Web:WWW.7485.BLOGFA.COM
BOY TANHA MILAD
I Love You
الناز می تونی یه ادرس وب لاگ بدی کارت دارم
راستی من برا مسابقات بوکس اماده میشم و اگه کم بهتون نظر میدم شرمندتونم برام دعا کنید تا تو تهران اول شم و برم برای مسابقات ترکیه
وقت رفتن نباید گریه کنی
اینجوری دلم برات تنگ نمیشه
می دونم هرجای دنیا که باشم تو دلم عشق تو کم رنگ نمیشه
اگه خونسرد نگام به دل نگیر دل تو یه روز از من خسته میشه
خب من اومدم نمی دونم که اومدن من شما رو خوشحال میکنه یا تو این مدت خیلی سختی رو کشیدم نمی خوام ناراحتت تون کنم یکی از دور بودن از شما دومی این ناراحتی عشقی ها به دل نگیرین من یکی از دوستانمو از دست دادم فکر بد نکنید ازدواج کرد که به حق ابروی امام حسین خوشبخت بشه ناراحتی برای اینه که من به اون عادت کرده بودم و نمی تونم اونو از یاد ببرم چون تمام زندگیم بعد از عشق از دست رفتم اون بود و بعدش طاهره
راسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتییییییییییییییییییییییییییی
نظر بدین تا من با توجه به سلایق شما وب آپ کنم هر چی باشه نظر دوستان هم مهمه
همطونو دوست دارم عزیزین منم ببخشید که تو این مدت نبودم چون امتحان داشتم اگه بخشیدیدن تو قسمت نظرات بنویسد که منو بخشیدین
Tel:09358012602 – 09367424233 - 09169712522
Mail:MAN_TANHA68@YAHOO.COM
Web:WWW.7485.BLOGFA.COM
BOY TANHA MILAD
I Love You
بی تو طوفان زده ی دشت جنونم
صید افتاده به خونم
تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچهبه دنبال تو لغذیذ نگاهم
تو ندیدی نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
چون در خانه ببستم دگرا از پای نشستم
گوی یای زلزله امد گوی یا خانه فرو ریخت سر من
بی تو من در همه شهر غریبم بی تو کس نشنود از این دل بشکسته
چصدایی بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی تو همه بود و نبودی
تو همه شعر سرودی چه گریزی زبرمن که زکویت نگریزم گر بمیرم
زغم دل با تو هر گز نستیزم منو یک لحظه جدایی نتوانم نتوانم بی تو
من زنده نمانم هنوز یا د تو از یادم نمیره چرا عشق از دل ادم نمیره
پنای الفت ادم از عشقه نمیره هر چی از عشقه منو درد جدایی وای بر
من از این عشق خدایی وای بر من
سلام خوبین چه من با همه تبادل لینک میکنم چون منو شما نداره وبلاگ مال همست و ممنونم که به من سر زدید
امشب به یادتم تنها نشسته ام کنار قاب عکست دستات تو دستم فردا به یاد من عشقی
نمی مونه قلبی از چشمات از من یادی نمی کنه
اگه داغی توسینم هست بدون اشکهای روی گونه هام هست واسه این هر شب
می بارم میگم مردم ولی بیدارم
کنارتم بیرون نگاه میکنم اگه ببینمت دوباره صدات میکنم با اینکه بیزارم ازت هنوز
عشقمی تو ارزومه یه بار بشکنی تو از تو گله نیست من کمی شکایت دارم از درس
عشق واسط حکایت دارم من رضایت دادم به بود نبودت باورش سخته که قلب با من
بوده یا نبوده من میرم تا بهت یاد بدم شیطان بودی نگو تو سختی ها همراه ی کی با
من بودی ای کاش بودی منو درک میکردی چرا فکر میکردم توبا همه فرق میکردی
ورق زدم عشق تو باطل زود پس تو برای من پس چی خاطره موند ولی صادقانه بگم
که قلب منو شکوندی تو ندونستی قدر منو
با صدات اروم می شدم با غمت داغون میشدم یه شب نبودی بی سرسامون می شدم
اما رفتی نگفتی خاطراتمون چی میشه یه ندا هم ندادی که میری واسه همیشه واست
فرقی نمی کرد که من بدون تو من میمیرم بازم دیونه میشم به این دنیا اسیرم خیلی
ساده تو این بار منو تنها گذاشتی رفتی ندید پاتو رو قلبم گذاشتی
به هرکی که میپرستین دلم براتون یکذره شده بود من دیگه هستم چون دیگه طاقت ندارم شما رو تنها بذارم و دور از شما باشم
پس دوستونننننننن دارم ازتون ممنونم که به من سر زدید و منو فراموش نکردیدی
كاش ميشد ديدنت رويا نبود
من دعاكردم براي بازگشت
دستهاي تو ولي بالا نبود
گفته بودي كه فردا ميرسي
كاش روز ديدنت فردا نبود
فصل امتحانات است
19/3/87 ميام دوستون دارم خيلي زياد
دوستم دوستت دارم
منو یه عمر دنبالت کشوندی اما اخرش به خاکستر نشوندی
دفتر دلم رو بردی اما افسوس حتی خطی از این دفتر نخوندی
نمی خواستم تو آغوشت بگیرم که می خواستم تو آغوشت بمیرم
گذاشتم ولی آخر نگفتی که بعد از من به امید که موندی
لحظه ای هوشهای حس ناشنایی اومد تو حرفهای عجیبش از جدایی اومد
نفسم برید و چشمام غرق اشکام آه و حسرت من گرفتار چی میشهاشک غم ، عشقی که نفرت
هر کی اومد تو زندگیم می بردمش تو آسمون
امروز می شد رفیق راه فردا واسم بلای جون
نمیشه قلی عاشق دست هر کسی سپرد
نمیدونم بعد بیامو چوب سادگی شو خورد
هر چی که به سرم اومد تقصیر هیچ کسی نبود
هر چی که بود پایه خودم تو زندگیم کسی نبود
هیچ کس عاشقم نشد هیچ کس سراغم نیومد
جواب کار خودمه هرچی بلا سرم اومد
تقصیر هیچ کسی نبود هر چی که بود به پای من
فقط تو بعد از این نیا توی لحظه های من
رفاقتت مال خودت منت نزار روی سر من
این قصه ها تموم شده دیگه نیا دور ورم
از طرف ستاره عزیزم به پسر تنها ممنونم ازت
کاش مي شد هيچ کسي تنها نبود
کاش مي شد ديدنت رويا نبود
گفته بودي با تو مي مانم ولي
رفتي و گفتي که اينجا جا نبود
من دعا کردم براي بازگشت
دست هاي تو ولي بالا نبود
باز گفتي که فردا مي رسد
کاش روز ديدنت فردا نبود
از طرفه فرشته خانم به میلاد پسر تنها
Web log:www.7485.blogfa.com
Mell: man_tanha68@yahoo.com
میآیی یکروز ، عاقبت ، خوب میدانم
باز کنی سر صحبت ، خوب میدانم
تو از آخر ماجرا چه میدانی؟
شاید این دوری هست قسمت ؛ خوب میدانم
قسم به آن ترانه سپید چشمانات
این یه عشق پاک است نه عادت،خوب میدانم
تو گفتی با من میمانی عُمری
همیشه و بی حرف و منت ،خوب میدانم
در دلم یک آرزو نو شد!
حس دستهای گرمات ، خوب میدانم
عطر تو نشست لابلای دستانام
در لحظه بوسه های داغات ، خوب میدانم
فردا شاید آمدی ، بعید نیست!
باید ادا کنم نذرت ، خوب میدانم
فاطمه - سمیرا - زهره- مستانه - بهونه - شیما -
کجائید دلم خیلی براتون تنگ شده![]()
برخیز بیا بتا برای دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم
زان پیش که کوزه ها کنند از گل ما
چون عهد نمی شود کسی فردا را
حال خوشی کن تو ای دل شیدا را
به تو گفتم حذر از عشق ندارم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ...نتوانم!!!
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نرمیدم
نگسستم!!!
اي خدا كي ميشه روزي كه بدون واهمه
بتونم عشقمو فرياد بزنم بين همه
بگيرم دستاي گرمشو تو دستام هميشه
بدونم دلم ديگه هم سفر تنهاييشه
نزنه شور جدايي دله تنگ و بي قرار
لحظه ديدن روي ماه اون گله بهار
مثه پروانه كه گرد گل همش پر ميزنه
دله تنگم نمي تونه از نگاش دل بكنه
بدوزم چشمامو تو چشماي پاك و بي رياش
بخونم راز قشنگ عشقو از تويه چشاش
بزنم بوسه به اون لبهايي كه دلم ميخواد
بدونه آرزومه فقط بهش خنده بياد
موهاي لطيفشو شونه كنم دونه دونه
بخونم ترانه مهر و وفا ، عاشقونه
بكنم زمزمه وقتي سر رو شونم ميزاره
عزيزت دوست داره ، بدون واست جون ميزاره نياز
ديشب من بودم وشب بود و ياد تو،
ديشب فاصله ميان من وپنجره
و شب را تنها ياد تو پرکرده بود...
ديشب سجاده سپيد نيازم رادر حرمش گسترده بودم
وتمام فرشتگان را به بزم عاشقانه ام دعوت کرده بودم...
اي كه زندگي ام را با نگاهت روشن كردي
و سر فصل زيباي زندگي را با كلمه عشق آغاز كردي
اي كه همچو ساحل آرامي هستي در درياي طوفاني دلم
و ناخدايي براي كشتي رها شده در طوفاني از امواج
حال چون هميشه سفره آسمانت را براي اين دل تنگ بگشا
كه مرا به تو نياز است
سلام من همیشه تقديم به دوست گلم
اگه اینا رو می نویسم بدونید که سرگذشتم چی بوده و چی کشیدم چون همه می گفتن چرا تنهایی تو که همه اطراف تو هستند
نمی دانم ، نمی دانم هنگامی که می رفتی صدای هق هق گریه کردنم را می شنیدی آن گاه که از رفتنت دلم به چشمانم فرمان باریدن داد.
نمی دانم هنگام رفتنت به یاد نیاوردی که شاید در یک گوشه از این دنیا قلبی باشد که روزی آن را تصرف کرده بودی.
نمی دانم شاید فراموش کرده بودی ، شاید فراموش کرده بودی آن غم ها را ، آن شادی ها را ، آن هیاهو را ، آن گریه ها را.
شاید آن نگاه هایی را که از عشق به هم گره میخوردند فراموش کرده بودی.
شاید تو عشق را فراموش کرده بودی.
هنوز جای بوسه هایت روی گونه هایم احساس می کنم.
هنوز عطر نفس هایت را وقتی در آغوشم بودی احساس می کنم.
هنوز .....
لحظه رفتنت انگار همه ی غم ها را در قلب من ریختند
انگار کشتی عشقم در ساحل تنهایی هایم لنگر انداخت
و تو رفتی و دل من را با خودت به اوج تنهایی ها بردی
دیدی چه زیبا غرورم را شکست ؟
و چه عاشقانه نیازهایم را لگدمال کرد !
شنیدی که چگونه بیصدا قلبم شکست ؟
یدی چه آسان از وفاداریم گذشت ؟
چه آرام از این طوفان گذشت !
مرا به که فروخت ؟
به ارزانی ، به ارزانی !
اینگونه بود رمز اشک بی پناهم ......
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ...
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست...
تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم ...
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ...
تنهایی را دوست دارم ...
زیرا در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد ...
شاید در سکوتی یا شاید در شبی سرد و بارانی .
بگذار کسی نداند که هنوز دوستش دارم ...
میروی و غافل از آن که بدانی که بودم ... دل به دیگری میبندی اما لحظه ای درنگ را جایز بدان و حرفهایم را بشنو !!!
به من بگو !
چه کسی بود که شبهای بی کسی ات اشک هایت را با دستان یخ زده اش می سترد
روزهای عاشقی اش را فدای چشمانت می کرد
نوای صدایت را همیشه زیباترین آوای دنیا میخواند
چه کسی بود
که بهت غریبی تن خسته ات آغوش را بدون هیچ گفتنی به مرحم دلت می سپرد
شیشه عمرش را به نفس تو می گشود
بدون ترس به جاده های صعب العبور عشق دل تو به تو بسته بود
و زخمه های سوزناک غریبت را به جان و دل می خریداری ای راهی رفات
به من بگو
چه کسی بود ؟
که قله ی بلند عشق با یادت آمد .. سقوط کردم و دم نزد بی خبر از آن که بدانی وجودش کشته شد ...
از طرف دنیا جون
قول داده بودم که می آیم وتو به وفا داری من ایمان داری
اما خدا می داند در این تاریک شهر
از میان کوه گذشتن سخت است
کوله بارم برای سفر بسته است
اما این شب را به سپیده رساندن سخت است
چشم انتظاری خوب می دانم
اما آسمان را راضی کردن سخت است
باورت نمی شه که بگویم ستاره ها هم با ما سر ناسازگاری دارند
وتو می دانی به دست آوردن دل ستاره سخت است
رای وفای به عهد از کویر باید گذشت
خوب می دانی که آفتاب کویر سر سخت است
قول داده بودم که می آیم وتو به وفاداری من ایمان داری
هنوز هم وفا دارم اما تو می دانی در این دنیا وفا سخت هست
از طرف النازعزیزم
ظلمت
چه گریزیست ز من؟
چه شتابیست به راه
به چه خواهی بردن
در شبی اینهمه تاریک پناه؟
مرمرین پله ی ان غرفه عاج
ای دریغا که ز ما بس دور است
لحظه ها را دریاب
چشم فردا کور است
نه چراغیست در ان پایان
هر چه از دور نمایان است
شاید ان نقطه نورانی
چشم گرگان بیابان است
می فروماند به جام
سر به سجده نهادن تا کی؟
او در اینجاست نهان
می درخشد در می
گر بهم اویزیم
ما دو سرگشته ی تنها چون موج
به پناهی که تو می جویی خواهیم رسید
اندر ان لحظه ی جادوئی اوج
از طرف غزل خانم
زندگی رودخانه ای است که مدام به سمت آينده درجريان است ،
هيچ قطره ای ازآن دوباره اززير يک پل رد نمی شود
از همه دوستان که به من سر میزنن ممنونم و دست همشونو می بوسم دوستون دارم
هر کی باشه پا رو دلم می زارم
خسته از این قهرای بی بهونه
سرتو ،تو سینه به این ور به اون ور زدی
یادته چه جور تو مستی